فصل هفتم‌


عصر اقليدس‌
(نيمهٴ اول سدهٴ سوم ق م‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴسوم ق م‌. ب‌. گسترش كتب مقدس يهودي‌. ج‌. فلسفهٴ يوناني وچيني‌. د. رياضيات‌، نجوم‌، و فيزيك هلنيستي‌. ه. كالبدشناسي‌، وظايف‌الاعضاشناسي‌، گياه‌شناسي و طب هلنيستي‌. و. فن‌آوري‌ هلنيستي‌. ز. تاريخ‌نويسي هلنيستي‌، عبري و چيني‌. ح‌. زبان‌شناسي يوناني‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ سوم ق م‌

1. عصري كه اينك بدان مي‌پردازيم اختلاف زيادي با عصر پيشين دارد. در سدهٴ چهارم‌، آتن‌ بزرگ‌ترين مركز فكري جهان بود؛ با آغاز سدهٴ سوم‌، آن مركز تقريباً به اسكندريه انتقال يافته بود.

به عبارت دقيق‌تر، عصر جديد كاملاً با نيمهٴ اول سدهٴ سوم تطبيق نمي‌كند، بلكه اندكي زودتر آغاز شد، اندكي پس از ظهور بطالسه در مصر. اين عصر نمي‌توانست زودتر از آن آغاز شود؛ اسكندريه تنها در 332 تأسيس شد، و تمدن درخشاني كه در آن شكوفا شد، ممكن نبود يكياره‌ آغاز مي‌شود. تهيهٴ مصالح مستلزم وقت بود؛ مي‌توان فرض كرد فعاليت يك نسل مصروف آن‌ شد. عجيب است كه ما تاريخ دقيق زندگاني سه تن از مردان بزرگ اين عصر، اقليدس‌، هروفيلوس‌، و مانتون را نمي‌دانيم‌؛ ما فقط مي‌دانيم كه آنان در عصر بطليموس اول (بطليموس‌ مُنْجي‌1) مي‌زيستند، كه از 323 تا 285 بر مصر فرمان راند. از اين رو، ممكن‌، بلكه محتمل‌ است‌، كه برخي از كارهاشان پيش از آن در سدهٴ چهارم صورت گرفته باشد. با اين حال‌، از آنجا كه‌ فعاليت آنان دقيقاً از نوع تازه‌اي بود، يعني بيش از آنچه نوع ارسطويي باشد، نوع اسكندراني‌ (هلنيستي‌) بود، مناسب‌تر ديديم كه آنان را در اين فصل قرار دهيم‌.

2. گسترش كتب مقدس يهودي‌. كتب مقدس يهودي تنها كتاب‌هاي ديني با يك زمينهٴ محدود


Ptolemaeos Soter .1